كانتا تقولان لن اراك مرة اخرى في هذا الزمان
فما كان ذنبي ان تجعلي روحي وقلبي بسيول الدماء تغمران.
ترجمه: هنگامیکه تو را دیدم..؟؟؟ چشمان سیاهت گریه می کردند - و می گفتند دیگر تورا یک بار دیگر نمی بینم - گناه من چیست که روح و قلبم را با سیل اشک خون آلودت غرق می کنی
ياقارىء خطي لاتبكي على موتي - فاليوم انا معك وغدا في التراب - فان عشت فانا معك وان مت فللذكرى - ويامارا على قبري لاتعجب من امري - بالامس كنت معك وغدا انت معي.
ترجمه: ای خواننده نوشته های من بر مرگ من گریه نکن - زیرا امروز من با تو هستم و فردا در خاک خفته ام - اگر ماندم با تو هستم و اگر مردم برای خاطرات - و ای کسی که بر مزارم گذر می کنی تعجب نکن - دیروز من هم کنار تو بودم و فردا تو در کنار من خواهی بود.
لست عاشق فتاة ولا حبيب هزوم انما انا كردي بكل ما - تحمل هذةالكلمة من معنى انا ابن الجبالي وصديق ال حرية وطفل كردستان الابية.
من عاشق دختر یا عشقی شکست خورده نیستم بلکه من یک کرد با تمام - معنائی که این واژه دارد من من پسر کوهستان و دوست آزادی و بچه کردستان .... هستم.
نعشق لنعيش و نعيش لأجل كوردستان.
ترجمه: عاشق زندگی هستم وبه خاطر کردستان زنده هستم و زندگی می کنم.
أصدق الحزن ... ابتســامة في عيون دامعـــة ...
ترجمه: صادقانه ترین اندوه... لبخندی است در چشمهای گریان.

